نسيم محبت

         

Friday, September 26, 2003


ÊÇ Òãیä ÑÇå ÒیÇÏی äãÇäÏå....
˜Óی ?å ãیÏÇäÏ¡ ÔÇیÏ åãیä ÇáÇä ی˜ ÌÝÊ ÈÇá Ñæی ÔÇäå åÇیã ÓÈÒ ÔæÏ....
Èå åÑ ÍÇá æÞÊ ÒیÇÏی ÈÑÇی یÇÏ ?ÑÝÊä ?ÑæÇÒ äÎæÇåã ÏÇÔÊ.....
ÊÇ Òãیä ÑÇå ÒیÇÏی äãÇäÏå...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
ÑÇÓÊí ÊÍÝå ÎÇäæã ÇÓÈÇÈ ˜Ôí ˜ÑÏå æ ÑÝÊå ÇíäÌÇ
ÔÇÏ æ ÓáÇãÊ ÈÇÔíÏ.....
  ||  Friday, September 26, 2003



Tuesday, September 09, 2003

ÓáÇã ÓáÇã !!! ãä ÈÑ?ÔÊã!!!!!!

۱- Çíä ÔÚÑ ÒíÈÇ Ñæ í˜ ÏæÓÊ Îíáí ÎæÈ ÈÑÇã mail ˜ÑÏå ˜å Îíáí Îíáí ÇÒÔ ããäæäã . ?Ñ?å ˜å äãíÏæäã ÇíÔæä ˜å åÓÊä !
ÏÑ ãÚÈÏ ?ÔãÇäÊ
ÊØåíÑ íÇÝÊã
ÇÒ ÕÏÇÞÊ ÐÑÇÊ äæÑ .
æ ÓíÑÇÈ ÔÏã ÇÒ ?ǘí ÝÑÇÊ ä?ÇåÊ
Çí ÞÞäæÓ ÇÝÓÇäå Çí ãä!
??æäå Êæ ÑÇ ÈÓÊÇíã¿
˜å ÏÑ åí? æÓÚÊí ÌÇí äÎæÇåí íÇÝÊ.
۲Ü Êæ Çíä ?äÏ ÑæÒå ˜å äÈæÏã ˜áí ÇÊÝÇÞÇÊ ÌÇáÈ ÇÝÊÇÏå ˜å ÓÑ ÝÑÕÊ åãå Ñæ ÈÑÇÊæä ãí?ã ٬ ÇãÇ í˜íÔ ÊæáÏ ÇíÔæä ÈæÏ ˜å ÈåÔæä ÊÈÑí˜ ãí?ã (ÇáÈÊå í˜ ?äÏ ÑæÒí ÏíÑ ?ÝÊã....)
۳- Ç?Ñ ˜Óí ÏÑ ãæÑÏ ÔȘå åÇí ˜Çã?íæÊÑí ÇØáÇÚÇÊí ÏÇÑå áØÝÇ Èåã mail ÈÒäå ˜å Ïí?å íæÇÔ íæÇÔ ÏÇÑã Ïíææäå ãíÔã.....
ÏÑ Öãä ˜í ãíÏæäå ãä ÈÇ Çíä ãÔ˜á ÝÇÑÓí äæíÓíã ?˜ÇÑ ÈÇíÏ È˜äã¿¿¿¿
ÎÈ Ïí?å Îíáí ÍÑÝ ÒÏã !!!!!!!!!۱
åã?í ÔÇÏ ÈÇÔíä æ ÓáÇãÊ ! ÏÑ Öãä ÚíÏÊæäã ãÈÇј!!!
ÈÇí!
  ||  Tuesday, September 09, 2003



Sunday, August 10, 2003


äÙÑÊæä ÏÑ ãæÑÏ Çíä Ìãáå ?íå¿¿¿¿
each moment is another lesson in life
  ||  Sunday, August 10, 2003



Saturday, August 02, 2003


ÇÒ ÓÝÑ ÂÝÊÇÈ ٬ ÓÑ ÔÇÑ ÇÒ äæÑ ÂãÏå Çã
ÓÇíå æÇÑ ÈÑ áÈ ÑæÔäí ÇíÓÊÇÏå Çã ...
ÔÈ ãíÔ˜ÇÝÏ٬ áÈÎäÏ ãíÔ˜äÏ ٬ Òãíä ÈíÏÇÑ ãíÔæÏ .....
ÕÈÍ ÇÒ ÓÝÇá ÂÓãÇä ãí ÊÑÇæÏ æ ÔÇÎåÁ ÔÈÇäå ÇäÏíÔå ãä ÈÑ ?ÑÊ?Çå ÒãÇä Îã ãíÔæÏ.....
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

Çíä ÓÇíÊ ÂÎÑíä ÇØáÇÚÇÊ ÏÑÈÇÑå ÓÇä ?Ñí ÇíäÊÑäÊ ÑÇ ÇÑÇÆå ãí˜äå ... ÙÇåÑÇ ÝÞØ ÇíÑÇä ÎæÏãæä ÈáÇ?Ñæ ÝíáÊÑ ä˜ÑÏå ÈæÏå !!!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
íå ÌæÑÇíí íÇ ÈåÊÑå È?ã Èå í˜ ÏáÇíáí ÇÒ Çíä Âåä? Îíáí ÎæÔã ãíÇÏ ... æÇÓå åãíä ÓÚí ˜ÑÏã æÇÓÊæä ÇíäÌÇ ÈäæíÓãÔ ÇãÇ ÒÍãÊ ÊÑÌãå ÈÇ ÎæÏÊæä ....

New blood joins this earth
And quickly he is subded
Through constant pain disgrace
The young boy learns their rules

With time the child draws in
This whipping boy done wrong
Deprived of all his thoughts
The young man struggles on and on he's known
A vow unto his own
That never from this day
This will they will take away

What i have felt
What i have known
Never shined through in what i have shown
Never be
Never see
Won ' t see what might have been

What i have felt
What i have known
Never shined through in what i have shown
Never free
Never me
So i dub thee unforgiven

They dedicate their lives
To running all of his
He tries to please them all
This bitter man he is
Throughout his life the same
He's battled constantly
This fight he cannot win

A tired man they see no longer cares
The old man then prepares
To die regretfully
That old man here is me

What i have felt
What i have known
Never shined through in what i have shown
Never be
Never see
Won't see what might have been

What i have felt
What i have known
Never shined through in what i have shown
Never free
Never me
So i dub thee unforgiven

You labeled me
I ' ll label you
So i dub thee unforgiven
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤



  ||  Saturday, August 02, 2003



Friday, July 25, 2003

ãä ÈÑ?ÔÊã!!!!

?ãæäã ۷۰-۶۰ ÑæÒí ãíÔå ˜å ãä ÎæÏã ÇíäÌÇ ?íÒí ääæÔÊå ÈæÏã ٬ ÂÎå åãÔ ÊÞÕíÑ ÇíäÌÇÓÊ . ã?å ãíÐÇÑå ÂÏã ÒäÏ?íÔæ ˜äå !! Îíáí Ïáã ÈÑÇã ÇíäÌÇ Êä? ÔÏå ÈæÏ ٬ ÇáÈÊå ÊÞÑíÈÇ ۳۰ ÑæÒ ?íÔ (Ç?å ÇÔÊÈÇå ä˜äã ) ÈÎÇØÑ ÊåÏíÏ åÇí ÇíÔæä ãíÎæÇÓÊã ÎæÏã ÈíÇã æ ÇíäÌÇ ÑÇ Â?ÏíÊ ˜äã ... ÇãÇ ÇÒ ÇæäÌÇíí ˜å ÈäÏå ÈíÔ ÇÒ ÍÏ ÎæÔ ÔÇäÓ ÊÔÑíÝ ÏÇÑã ÏÑÓÊ åãæä ãæÞÚ ãÑíÖ ÔÏã ٬ Çæäã ?å ÈíãÇÑí ÈÇÍÇáí( ÂÈáå ãÑÛÇä ) ... ÂÎå ãä ãæäÏã ÂÏã ÎæÔ ÔÇäÓ ÊÑ ÇÒ ãä ˜ÌÇ ÏäíÇ æÌæÏ ÏÇÑå ˜å ÈÑÇí ÈÇÑ Ïæã Çæäã äÒÏí˜ ˜ä˜æÑ Ï?ÇÑ Çíä ÈíãÇÑí Ôå¿¿¿¿ ÈÚÏ ÇÒ Çíä˜å Çíä ÈíãÇÑí ÈäÏå åã ÎæÈ ÔÏ ˜å ÎÈ ?íÒí Èå ˜ä˜æÑ äãæäÏå ÈæÏ æ ÈÇíÏ ÎæÏãæ ÂãÇÏå ãí˜ÑÏã ... ?íÔ ÎæÏã ãí?ÝÊã ÈÚÏ ÇÒ ˜ä˜æÑ ÑÇÍÊ ãíÇã æ ÈÇ ÎíÇá ÑÇÍÊ ÇíäÌÇ Ñæ Â?ÏíÊÔ ãí˜äã .. ÇãÇ ÌÇáÈ ÇíäÌÇÓÊ ÈÚÏ ÇÒ ˜ä˜æÑ åã Çíä ãÞæáå ÝíáÊÑ æ ÝíáÊÑ ?ÐÇÑí æÈáÇ?åÇ ?íÔ ÂãÏ ˜å ÈÇÒã ÈäÏå äÊæäÓÊã ÈíÇã æ ÇíäÌÇ Ñæ Â?ÏíÊ ˜äã ... ÊÇ Çíä˜å ÇÊÝÇÞí ÝåãíÏã ãËá Çíä˜å Çíä ãÓÆáå åã Íá ÔÏå æ ÈÇáÇÎÑå ÈäÏå ãæÝÞ Èå Â?ÏíÊ ˜ÑÏä ÈáÇ?ã ÔÏã . æ Çíä ÈæÏ ãÇÌÑÇí ÊÇÎíÑ ØæáÇäí ÈäÏå .....
ÎÈ Ïí?å Îíáí ?Ñ ÍÑÝí ˜ÑÏã ..
åã?í ÔÇÏ ÈÇÔíä!!!
ÝÚáÇ ÈÇí !
  ||  Friday, July 25, 2003



Wednesday, May 07, 2003


نظرتون در مورد این ۳ جمله چیه؟؟؟؟
۱- مو�قیتها و شکستها را ما می آ�رینیم از مو�قیتها خرسند میشویم و به خود تبریک میگوییم ولی در شکستها به دنبال عاملی جز خودمان میگردیم ....
۲- مو�قیت میوه درختی است که ریشه اش هد� تنه اش انگیزه و شاخ و برگ آن اراده است.....
۳- نهایت تمامی نیروها پیوستن است ٬ پیو ستن ! به اصل روشن خورشید و ریختن به شعور نور .....
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نمیخواهم چو اقیانوس باشم
که بر هر ساحلی پابوس باشم
دلم میخواهد از بهر غریقی
به شب سوسوی یک اقیانوس باشم
اگر گ�تین این دوبیتی بالا از کیه؟؟
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
  ||  Wednesday, May 07, 2003



Monday, April 28, 2003


عشق يعني رنگ سرخ لاله ها
در بهاران رويش آلاله ها



عشق يعني ات�اق دو نگاه
ات�اقي بر سر يک ايستگاه


عشق يعني هديه اي از مهر يار
يک کتاب شعر زيبا يک نوار



عشق يعني خانه اي با يک اتاق
همنشين با يک پرستو زير طاق



عشق يعني لحظه هاي انتظار
با دلي اميدوار و بيقرار



عشق يعني غمزه هاي چشم يار
عشق يعني ناز هر زيبا نگار



عشق يعني شيطنت با سادگي
عشق يعني بر ص�ا دلدادگي



عشق يعني بخششي بر زل� يار
از براي يک دل اميدوار



عشق يعني بر �راز کوي دوست
گشتن و گشتن به شوق روي دوست


عشق يعني چشمه ساري پاي کوه
دره کرده سبز و زيبا با شکوه



عشق يعني صبح جمعه پاي کوه
پيش از آنکه پر شود هر جاي کوه

عشق يعني برکه آبي در کوير
بر لبش بنشسته خوش چوپان پير



عشق يعني سايه بان يک درخت
به ز خرگاه پنهان بر روي تخت



عشق يعني درس عشق آموختن
چون معلم شمع جان ا�روختن



عشق يعني استواري مثل کوه
راست قامت پر صلابت همچو کوه


عشق يعني پايبندي بر شر�
همچو مردان ايستاده جان به ک�


عشق يعني مرد چوپان از پگاه
ميچراند گله را تا شامگاه


عشق يعني خانه اي با يک درخت
بسته اند بر شاخهء آن بند رخت


عشق يعني آسماني صا� صا�
عشق يعني پايبندي بر ع�ا�


عشق يعني خنده آوردن به لب
گر بسوزد جسم و جان از سوز تب


عشق يعني خنده اي بر نوگلي
نغمه هاي بلبلي بر سنبلي


عشق يعني تک گلي در شوره زار
عشق يعني انتظاري بر بهار


عشق يعني نو گلي با روي تر
بهر بلبل وا شود وقت سحر


عشق يعني عطر ياس و نسترن
عشق يعني گردش باغ و چمن


عشق يعني پير مردي ني نواز
با نواي ني کند راز و نياز


عشق يعني شير خواري بر دو پا
ايستد ٬ مادر به او گويد بيا


مادرش را اولين لبخند او
صد سخن دارد بدون گ�تگو


عشق يعني لکنتي در کودکي
گ�تن ادرک به جاي اردکي


يا بگويد برب را بر جاي ببر
حر� مادر را بياموزد به صبر


عشق يعني جوجه اي دنبال مرغ
که شود پنهان به زير بال مرغ


اين سخن بسيار طولاني شده
آسمان عشق طو�اني شده


گر گل عاشق شدن را بو کني
ميتواني پيروي از او کني

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
اينم يک خبر باحال:
ويروس چت کردن به سران مملکت هم سرايت کرده .. باور نداريد اينجا رو کليک کنيد تا باورتون بشه ....



  ||  Monday, April 28, 2003



Thursday, April 24, 2003


هرگز آرزو نکردم يک ستاره در سراب آسمان شوم
يا چو روح برگزيدگان همنشين خامش �رشتگان شوم
هرگز از زمين جدا نبوده ام
با ستاره آشنا نبوده ام
روي خاک ايستاده ام
با تنم که مثل ساقهء گياه باد و آ�تاب و آب را ميمکد که زندگي کند
بارور ز ميل بارور ز درد روي خاک ايستاده ام
تا ستاره ها ستايشم کنند
تا نسيم ها نوازشم کنند

نميتوانم خود را بنويسم شايد در اين تلاطم زندگي
در اينجا که عشق ميماند من بي پناه ترين انسان بارانيم ...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

  ||  Thursday, April 24, 2003



Saturday, April 19, 2003

سلام!!
من قصد نداشتم به اين زوديها مطلب پابليش کنم ٬ آخه ديگه چيزي نمونده به کنکور و به قول اين جناب ايام ايام درس خوندن بد رقمه هست و خب حجم درسها اصلا نميذارن من بيام اينجا و پابليش کنم حتي شرمندهء خيلي از دوستهاي بلاگ نويسم هم هستم که نميتونم بيام و بلاگاشونو بخونم و براشون نظر بدم .... اما خب يک ات�اقاتي ا�تاده که من آمدم و اين مطلبو نوشتم ....
۱- يک بلاگ تو سايت بلاگ اسکاي راه ا�تاده که نويسندهء اون (البته نويسنده که چه عرض کنم ) قصد داشته مثلا آبي رو ضايع کنه که البته اين جناب خودشونو ضايع کردن نه آبي رو .... چون بنا به دلايلي که معلوم بود و دلايلي که معلوم شد تابلو شد اين جناب محترم کي هستن ....
اما خب حالا ميپردازيم به کاري که ايشون دارند انجام ميدن .. ....
ايشون source بلاگ آبي رو برداشتن با پاک کردن تمامي مطالب پابليش شده توسط صاحب بلاگ آبي و گذاشتن کد هاي بلاگ اسکاي در source بلاگ جديد بلاگ آبي ۲ رو راه اندازي کردند . اما بعد از راه اندازي بلاگ آبي ۲ اين دوست ما اومدن و هر مطلبي رو که نويسندهء بلاگ آبي پابليش کرده رو به زبون خودشون ( زبون خودش يعني با کلي حر�هاي رکيک و زننده ) ترجمه کردن ... خب تا اينجا دوست ما �کر کرد خيلي زرنگه( احتمالا ر�ته به خاطر اين زرنگي بي اندازه خودش هم ر�ته اولين پيتزا �روشي نزديک منزلشون و خودشو يک پيتزا مهمون کرده .) .... اما .... امان از سوتي . اين جناب زرنگ در ععين زرنگي که داشته (مثلا زرنگي البته ) سوتي ها داده واويلا که بهتره اينجا و اينجا رو بخونين تا خودتون به اين سوتيهاي عظيم پي ببريد.....
من واقعا متا س�م .... يعني جدا تنها حر�ي که ميتونم بزنم همين اظهار تاس� واسه اين نويسنده بلاگ آبي ۲ هست ... و �قط ميتونم بگم کسي که اين بلاگ رو مينويسي بس کن ! بابا تو که خودتو تابلو همه بلاگ نويسها کردي .....
بسه اين مسخره بازيها ! بسه اين بچه بازيها ! بسه اين.......... (بقيه رو خودتون کامل کنين )
و اما ات�اق دوم ....
چون من کنکور دارم و هر روز هم دارم به اين ضد حال عظيم بشري نزديک تر ميشم نميتونم زياد پابليش کنم و حتي نميتونم بلاگ خيلي از دوستام رو که زحمت ميکشن و ميان به من سر ميرنند رو بخونم که جدا شرمنده همشون هستم قول ميدم بعد از کنکور روزي ۳ بار بيام مطلباتو نو شخصا بخونم ( آخره معر�تما نه ؟؟؟ )
اما اينارو گ�تم که بگم از امروز يک دوست خوب و مهربون قبول کرده بياد و اينجا مطلب بنويسه يعني از امروز به بعد قراره منو اون دو تايي باهم اينجا بنويسيم ....
اين دوست خوب مياد و در مطلب بعدي خودشو معر�ي ميکنه تا شما نيز اونو بهتر بشناسين پس بهتره که من �علا چيزه ديگه ايي تگم تا خودش بياد و خودشو معر�ي کنه ...... ميدونم تو اين ۵/۲ ماهي که اين بلاگ راه ا�تاده چيزي جز چرت و پرت ها نوشته شده توسط من نديديد ولي مطمئن هستم از خوندن مطالب اين دوست خوب و همکار عزيز بنده لذت ميبريد ... من ديگه چيزي نميگم تا خودش کامل خودشو در مطلب بعدي معر�ي کنه .....
هميشه شاد باشين
باي !
  ||  Saturday, April 19, 2003



Friday, April 11, 2003

سلام
من برگشتم ....

�کر کنم شما هم اگر ۳ ماه بيشتر تا کنکور �رصت نداشتين و معلمهاتون هم تازه يادشون آمده که ۲-۳ ماه بيشتر وقت نيست و چيزايي رو که بايد توي ۲-۳ ماه درس ميدادند الان ميخوان توي ۲-۳ ه�ته تموم کنند دچار همين مشکل دير پابليش کردن من مي شديد.....
البته تو اين مدت که من نبودم يک ات�اق جالب ا�تاد اونم اينه که بلاگ اين آقاهه ( البته يه جورايي ميشه پسر خالهء من) هک شد ? که �رداش هم پس گر�ته شد ..
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
راستي id من چند روزي هک شده بود و اون هکر هم از طر� من به خيليها پيغام داده بود من از همين جا از دوستاني که احتمالا از اون id براشون پيغام آمده معذرت ميخوام .....
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

آيا ا�کار عاشقانه سقوط مي کند
به درون آتش�شان خاموش ؟؟؟
آيا دهانهء آتش�شان نقش انتقام است
يا خشونت و کي�ر زمين ؟
با کدامين ستاره گلايه ميکنند
آن رودخانه هايي که هرگز به دريا نميرسند ؟
  ||  Friday, April 11, 2003



 
 


ABOUT


خانه

 

 

 

 


LOGO



 


 


FEREINDS


شيرازيها
بلور رويا
عطر بهار نارنج
Intimate Fairy
گل سرخ
سيب
بانوي اسفند
كودك خدا
يه جيزينقيلي حرف
از هوا و آينه
مهرزاد

ARCHIEVE



FEREINDS LOGO
 

Kianfar Devoted Amoo Hamid www.aoa.blogspot.com Mr HEX

Your Eyes

?·?????¹